![]() |
![]() |
|
| آموزشی-سرگرمی-زندگی-هنری-ادبی-شخصی |
|
هر خبر مهمی رو راجع به ایران که لازمه دختر و پسر های میهن پرست بدونن تو این پست می گذارم. حتما بخونید. می دونم براتون جالبه!!!!
تست سرقت سمند، پراید و پژو 206 توسط سارقان حرفه ای حضور کریس دی برگ در ایران و انتشار آلبوم مشترک کریس و گروه آریان ازدواج موقت باید ترویج شود!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 0:13 قبل از ظهر توسط آبتین |
|
|
سلام. حالا که انگار بلاگفا درست شده ما چیزی نداریم آپ کنیم.!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط آبتین |
|
|
چشمانم درد می کند گلویم درد می کند دستانم درد می کند قلبم درد می کند ذهنم مبهوت است و نگاهم درد می کند چند روزی است درونم بارانی است و آسمان اندیشه هایم خاکستری چند روزی است که لبخند را ندیده ام هر چند ساعت یکبار مثل رگبارهای بهاری بغضم می ترکد و گاهی هم، امید، پلکهای باران خورده ام را برق می اندازد شاید خدا بداند چقدر خسته ام گذشته ام را ورق می زنم باران می گیرد به حالا که می رسم هوا تاریک شده است ومن خیس و گل آلود در میان اندوه نشسته ام احساس گناه از وجودم بالا می رود کاش می شد خوابید و بیدار نشد کاش می شد نوار را تا آخر پیش کشید فرو می ریزم کابوس زشتی است انسان این رویای زیبا این موجود سرخ خون آلود آه… فکرم درد می کند خاطرم شکسته از لای ترک هایش باد می آید می لرزم قلبم نای تپیدن ندارد ابرها می نالند سقوط کرده ام خرد شده ام خوابم می آید ریه هایم می سوزد درونم خاموش است و رگهایم سرد اند کز کرده ام در چاله ای از درد و اندوه خیس و گل آلود از دهانم بخار هم بیرون نمی آید حتی از اشک هایم یادم می آید بچه قمری ها تازه از تخم بیرون آمده اند مبادا کلاغ سراغشان بیاید… زانو هایم کبود شده اند باد کرده اند بر می خیزم درد مچاله ام می کند بغضم می ترکد باز هوا توفانی است باران سنگسارم می کند و باد تازیانه ام می زند می شکنم و تنفر در قلبم فرو می رود در آینده تاریک ام قدم می گذارم و جای پاهایم
درد می کند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 شهریور1385ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط آبتین |
|
|
< اين قسمت همينجوری فعلا ايجاد شده تا ببينم بحدا (بعدا) چی ميشه.>
با تشکر از دوست خوبم امیر حسین که بخش اعظم جوکهای این بخش و قسمتی از لینکهای سرگرمی رو تامین می کنه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 شهریور1385ساعت 8:46 بعد از ظهر توسط آبتین |
|
|
<متن های بعدی (اوضاع مملکت) در همين پست آپلود خواهد شد>
طبق روال معهود یک فقره طیاره مسمی به توپولوف که یک سری کفار روسی آن را صنعت کرده به مملکت ایران فروش نموده اند، به وقت فرود سقوط نموده، از وسط منفجر شده، یک تعداد مسافر مبتلا به مرگ مفاجاه شده، لکن کل مملکت از عقلا گرفته تا صنعتگران، هر که بیاید بگوید که آقا ایراد هر چه بوده به خاطر این طیاره های روسی بوده، این ارگانیزاسیون طار و مطار زیر بار نرفته، باید رعایا و نوکرها عادت کنند که سالی یک بار بشنوند که یک طیاره سقوط کرده و یک تعداد زائر و مسافر به مرگ مفاجاه مبتلا شده و پنداری این رسم مرسوم در این باب بوده که زیاده جسارت. لکن خبر مهم اگر بوده در مملکت همچنان از برای نرگس بوده، هیچ بعید نمی باشد که ملت از بابت آزادی میرزا احسان خان، جلوی عدلیه دست به دمونستراسیون زدند، بلکه مامور بگذارند که زاق سیاه شوکت بزاز باشی را چوب زده او را هر کجا هست تحت الحفظ دستگیر نموده بیاورندش میدان ارک، جلوی رادیو جلوی چشم انظار دست و پایش را به چوب ببندند و فلکش کنند تا عبرت سایرین شده، ایضا از رادیو یک دستگاه حبس صوت آورده، هر چه او آخ و اوخ گفته، همه را حبس نموده از طریق بوق من تشار به کل مملکت اعلام کنند، بلکه این مردم یک قدری مراعات عروس و داماد را کرده، لکن کرم از خود درخت هم بوده. یک نفرنیست بگوید به این نسرین بیگم که این بچه به این درشتی را از کجا آورده، هیچ نمانده طفل معصوم زبان باز کند و بگوید به سرکاز والده اش که خل بازی هم حدی دارد و از این قبیل. حالا این شوکت و احسان کم بودند، انرژی هسته ای هم آمده، خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند انشاء الله. پا نوشت: مفاجاه: احتمالا می شود فجیع بوق من تشار: رادیو تلفیزیون دمونستراسیون: تحصن می شود. فکر کنم منبع: روزنامه جام جم 12/6/85 جه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 11:17 بعد از ظهر توسط آبتین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 تیر1385ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط آبتین |
|
اگر رازی رو دريافتيد منم بی نصيب نذاريد... < متن های بعدی در ادامه همين پست آپلود خواهد شد>
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 تیر1385ساعت 8:7 بعد از ظهر توسط آبتین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط آبتین |
|
|
((در این بخش کتابهای خوب، قشنگ، یا جالبی رو که خونده ام به شما معرفی می کنم و قسمتهایی از اونها رو که فکر می کنم خالی از لطف نیست به نوبت اینجا میگذارم. البته تمام مطالب جالبشون رو نمی نویسم که اگر مایل بودید بروید و کتاب رو تهیه کنید. برای خودم هم شر نشود!در ضمن بیشتر کتابهایی رو معرفی می کنم که در زندگی بیشتر به دردتون بخوره و به عبارت دیگه بیشتر کتابهای روانشناسی رو معرفی می کنم. البته علاقه خودم به این کتابها هم در این امر بی تاثیر نیست.)) کتاب شماره یک : آداب معاشرت برای دختران و پسران جوان – ژان لویی فورنیه / ترجمه شهین دخت بهزادی مقدمه کوتاه: اگر بنا باشد در همه حال از ادب استفاده کنیم حتا در هوای ابری و بارانی، بدون تردید لب های زیادی را پر خنده خواهیم دید. در این حالت کسانی هم که همیشه سر جنگ و دعوا دارند، آرام و مهربان می شوند. یک (متشکرم)، یک (خواهش می کنم) یا یک (ببخشید) خیلی بیشتر از یک جلیقه ضد گلوله به درد می خورد. بیشتر اوقات خشونت با یک جمله نسنجیده یا نا مربوط مثل (( اووو چه خبرته؟)) یا ((جلو پاتو نگاه کن!)) شروع می شود وبعد رگباری از کلمات درشت و خشن آغاز به باریدن می کند. مشت ها گره می شوند و مساله بیخ پیدا می کند و سر انجام ممکن است کار به کلانتری یا درمانگاه بکشد. بنابر این، جوانک های نازنین و بی تجربه ی من! دختر و پسرهای پاک و بی گناهم! برایتان فرصت یادگیری کم بوده است و من چون صمیمانه دوستتان دارم، می خواهم ادب بیشتری به شما بیاموزم. ژان لویی فورنیه فصل اول:آداب زندگی ... در حالی که برای ادای کلمه ((متشکرم)) فقط به یک ثانیه وقت احتیاج دارید. یعنی همان اندازه که (( اه)) گفتن وقت می گیرد. تشکر کردن علامت این است که کسی برای شما کاری انجام داده و آن کار در شما اثر خوبی به جا گذاشته است. و حالا روزگاری است که ادای این کلمه شما را محبوب خاص و عام می کند. چگونه به یک خارجی باید گفت متشکرم؟ به یک عرب: شکرا به یک آلمانی: دانکه شون به یک فرانسوی:مرسی به یک انگلیسی:تنکیو به یک ترک: چخ ممنون به یک ناشنوا: کافی است فقط سرتان را خم کنید! چه زمان باید معذرت خواهی کرد؟ وقتی از کنار کسی رد می شوید و برای لحظه ای جلوی نور آفتاب را می گیرید و او را در سایه قرار می دهید. وقتی پای کسی را لگد می کنید. وقتی کسی را هل می دهید. وقتی اشتباها کسی را به قتل می رسانید! توجه: سربازی که در جنگ دشمن را بکشد نباید از خانواده اش معذرت خواهی کند. بلکه اگر تیرش به خطا رفت باید از فرمانده اش عذر بخواهد. ... ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 خرداد1385ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط آبتین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
برای آفرینش یک انسان هزاران معجزه لازم است. اما برای خلق هزاران معجزه یک انسان کافیست.
(77300) |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم خرداد 1387 هفته دوم آبان 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
سرگرمی زندگی معرفی کتاب |
| پیوندها |
|
وبلاگ اصلی |
|
RSS
|